(در حاشیۀ هشدار کارشناسان مسائل پزشکی)
فرشید شکری
هر انسانی با شنیدن و دیدن اخبار ناگواری همچون کشته شدن مردم غیر نظامی بر اثر جنگ یا عملیات های تروریستی، مرگ به دلیل نداری و کمبود مواد غذایی و... به سختی منقلب می گردد و سراپای وجودش پر از تنفر می شود. نفرت از بابت زندگانی فلاکتباری که طبقات حاکمه برای بشریت آفریده اند. نفرت از جهانی که به جهنم آدمیان مبدل گشته، و هر روز بیش از روز قبل از آنان قربانی می گیرد.
دیگر در این دوران آمار گسترش فقر، گرسنگی، سوء تغذیه، تلفات ناشی از جنگ های امپریالیستی و اعمال تروریستی بعضی از دولت ها، و جریانات بنیادگرای (Fundamentalist) مذهبی در سایۀ هژمونی سرمایه داری، ابداً قابل قیاس با دوره های گذشته نیست. تازه باید علی رغم این درجه از رشد علم و تکنولوژی در رشته های پزشکی، داروسازی و بهداشت؛ باز ناظر شیوع گاه و بیگاه بیماریهای مهلک به ویژه در ممالک موسوم به جنوب باشیم!
هر ساعت عکس ها و فیلم های متعددی از سیه روزی توده های زیردست جوامع بشری بر صفحۀ تلویزیون ها یا تارنماهای اینترنتی به معرض نمایش گذاشته می شوند. این تصاویر دلخراش که قلب میلیون ها بیننده را می فشارند، اما توسط میدیا و رسانه های سمعی و بصری بورژوازی، و ژورنالیست های مزدور تماماً بی اهمیت و یا طبیعی قلمداد می شوند. انگار هیچ اتفاقات مهمی روی نداده اند یا در شرف وقوع نیستند؛ گویی این آلام لازمۀ حیات و از اجزای لایتجزای زندگی اند. بزعم اینان، همانند دنیای وحوش قویترها لایق زیستن اند و ضعیف ترها مستوجب تکه و پاره شدن! تلخ تر از اینها، مشاهدۀ فیگور صلح طلبی و انساندوستی صاحبان سیم و قدرت، و نمایندگان سیاسی آنها در نهادهای وابسته به سازمان ملل است. ترتیب دادن گردهم آیی ها و جلساتی تحت عنوان حفظ صلح و ثبات در جهان، مقابله با نقض حقوق بشر، خیرات و نیکوکاری یا جمع آوری کمک برای گرسنگان جهان، حال آدم را بهم می زند. هراز گاهی هم انسان با استماع اخباری در ارتباط با نصایح درس خواندگان بورژوازی به توده های فقیر و ستمکش در مورد مصرف مواد غذایی، به سختی آزرده می شود.
چندی پیش تعدادی از کارشناسان امور پزشکی در ایران در بارۀ کمبود روی و ویتامین های دیگر در بدن کودکان هشدار دادند. شبکۀ خبر سیما گزارش داد: « تعدادی از محققین و دانش پژوهان کشور با بررسی نمونۀ خون 214 کودک در بدو ورود به دبستان متوجه شدند، میزان ریز مغذی روی در خون شمار قابل توجهی از این کودکان بمراتب کمتر از حد نرمال است. در ادامۀ این گزارش تصریح شده است: « ریز مغذی روی در رشد جسمی و تکامل مغزی کودکان نقش بسزایی دارد و کمبود این عنصر با اهمیت یکی از عوامل اصلی کوتاه قدی در بین کودکان محسوب می شود ». این متخصصین در گزارش خود از لزوم خورانیدن انواع آبزیان به کودکان جهت تأمین روی در بدن آنها سخن گفته اند.
با قبول هشدارهای جدی کارشناسان مسائل پزشکی و علوم تغذیه، سئوال اینست که خانوارهای کارگری و کم درآمد چگونه خواهند توانست مصرف آبزیان را در برنامۀ غذایی کودکانشان بگنجانند؟ پزشک ها در حالی استفاده از گوشت ماهی و میگو را توصیه می کنند که بهای این محصولات در بازارهای کشور شدیداً افزایش یافته است.
طبق گزارشات منتشره، بهای هر کیلو ماهی جنوب در فروشگاههای زنجیره ای "رفاه" وابسته به شهرداری تهران، حدود ده هزار تومان است! آیا با توجه به گرانی سرسام آور اقسام کالاهای ضروری، بالارفتن هر روزۀ قیمت ها و ناچیز بودن سطح دستمزدها که روز بیست و یکم اسفند " شورایعالی کار" حداقل دستمزد سال هشتاد و هشت را مبلغ 274500 تومان اعلام کرده است، امکانی برای فقرا و محرومین کشور هست تا چنین فرآورده هایی را تهیه کنند؟! « حقا نفس اینان از جای گرمی برمی آید ».
بیشتر مردم ماهها قادر به خرید گوشت قرمز و مرغ نیستند، چه برسد به ماهی یا سایر آبزیان؟! اینروزها مصرف چنین خوراکی هایی برای طبقۀ کارگر و مزدبگیر رویایی بیش نیست. این نوع محصولات [تجملاتی] سالهاست تنها بر سر سفرۀ متمولین و توانگران یافت می شوند، و نیز خوراک گربه ها و سگ هایشان است.
لازم به یادآوری است، در هفته های اخیر پژوهشگران حوزۀ اقتصاد خط فقر را برای یک خانوادۀ چهار نفره در شهرستانها هفتصد و هشتاد هزار تومان و در تهران حدود یک میلیون تومان برآورد کردند و پیش بینی می شود در اوایل سال جدید (1388 ه. ش.) به سبب کاهش درآمدهای نفتی و بدینسان کسری بودجۀ دولت، تداوم سیاست های ضد کارگری کارفرمایان و رژیم آنها، و بحران جهانی اقتصاد سرمایه داری خط فقر در شهرستانها از مرز هشتصد هزار تومان و در پایتخت از مرز یک میلیون تومان عبور کند! همچنین مدتی قبل روزنامه ها و نشریات داخلی از نرخ بیست و شش درصدی تورم خبر دادند.
در همین گزارشات به نقل از سخنان علی عسگری معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهور نوشته شده بود: « بیش از چهارده میلیون نفر از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار دارند ». در مقابل کارشناسان معتقدند این آمار شامل کسانی است که در فقر مطلق زندگی می کنند و میزان فقرا در کشور رقمی بیش از پنجاه درصد می باشد. شایان ذکر است بدنبال پخش خبر مربوط به مطالعات و تحقیقات اقتصاد دانان، دولت پاسدار احمدی نژاد در اسفند ماه جاری اعلام کرد که جهت کاستن از فشار افزایش قیمت مایحتاج عمومی، به بخشی از نیازمندان یعنی خانواده های مدد گیرنده از کمیتۀ امداد و سازمان بهزیستی، و نه همۀ محرومین کشور، بن های خرید سی و شش هزار تومانی تعلق خواهد گرفت!
هرچند اظهارات برخی از مقامات جمهوری اسلامی و بررسی های صورت گرفته از طرف دانش آموختگان کشور پیرامون فقر و تورم موجود در جامعه کمتر از آمار و ارقام واقعی است، لیکن با مبنا قرار دادن خود این اطلاعات ناقض، به روشنی درمییابیم که در ماه های آینده سرریزهای نابرابریهای اقتصادی به شدت افزایش می یابند و انتظار میرود تا در سال آتی موقعیت اقتصادی طبقۀ کارگر و توده های تنگدست ایران بازهم دشوارتر شود. حتی اگر تمهید جدید احمدی نژاد و کابینه اش عملی گردد و به عده ای از ساکنین بی بضاعت ایران آن کمک های ناچیز داده شود، این "حاتم بخشی" دولت باری از دوش آنان که هر روز توان خریدشان مثل سایر خانواده های متعلق به لایه های ضعیف جامعه پائین تر میرود، برنخواهد داشت؟
بنابراین با در نظر داشتن این حقایق اخطار کارشناسان مسائل پزشکی راجع به سوء تغذیۀ کودکان ارزشی ندارد. کودکان و نونهالان فقیر ایران مثل هم سن و سالان خود در تمامی جوامع بشری قربانی نظام استثمارگر سرمایه داری اند. تا این سیستم اقتصادی در دنیا از بین نرود عقب ماندگی جسمی، ذهنی، و مرگ و میر ناشی از سوء تغذیه یا گرسنگی گریبان کودکان طبقۀ کارگر را در همۀ ممالک جهان رها نخواهند ساخت.
اگر این طبیبان و متخصصین برای یک لحظه خود را جای والدین کودکان تهی دست جامعه می گذاشتند، آنگاه احتمال داشت درعوض رهنمود دادن به فقرا یقۀ مقامات اجرایی و رهبران رژیم را می گرفتند و به این ریاکاران و سالوسان ضد انسان و انسانیت می گفتند، شما دارید زندگی اکثریت ساکنین این کشور (طبقۀ کارگر) را به ورطۀ نابودی می کشانید. اما شاید این توقع زیادی از کسانی باشد که خبری از شکم های گرسنه ندارند. نتیجتاً خود ما کارگران و زحمتکشان میبایستی به فکر دلبندانمان باشیم.
رنج نداری، بیماری های مربوط به کمبود ویتامین، کارتن خوابی، کار کودک و... هیچگاه حل و فصل نمی گردند مگر اینکه با همۀ قوا علیه شرایط حاکم دست به اعتراض بزنیم. فقط با باور به نیروی طبقاتی خود، مبارزۀ متحدانه و تشکل یابی ما مسیر بهتر شدن وضعیت معیشتی تا رسیدن به قدرت سیاسی، و برچیدن کامل روابط استثمارگرایانه و ظالمانۀ فعلی، هموار می شود.
پانزدهم مارس 2008
برگرفته از جهان امروز شماره 223








