دیروز 4 شنبه 15/12/86 کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان تهران میتینگی به مناسب گرامی داشت 8 مارس 2008 روز جهانی زن برگزار کرد.
ضمن گرامی داشت روز زن و تبریک این روز و قرائت مطلبی درخصوص تاریخچه این روز توسط خانم ثریا محمدی، بحث ها و تبادل نظری درخصوص مشکلات زنان و تحلیلی بر مشکلات پیش روی جنبش زنان بین اعضاء کانون خانم شراره رضایی، خانم ثریا محمدی و مهمانان گرامی حاضر در سالن صورت گرفت که فضایی بسیار صمیمی و دوستانه ای ایجاد شده بود و در انتها قطعنامه ای در 11 بند توسط خانم شراره رضایی و آقای پویا نودهی یکی از اعضاء کانون به مناسب همین روز قرائت گردید.
ضمنا تراکت هایی با مطالبات رادیکال زنان به چشم می خورد از جمله: ما حقوق برابر می خواهیم/ آزادی زن، معیار آزادی جامعه است/ ما خواهان برخورداری زنان سرپرست خانواده و خانه دار از بیمه بیکاری هستیم/ ما خواهان لغو تبعیض و نابرابری دستمزد زنان کارگر هستیم /آگاهی زن = فردای بهتر/ آزادی، رفاه، بهداشت، شادی، صلح، امنیت حق همه است/حقوق زنان جهان شمول است/فقط یک نژاد آن هم نژاد انسانی/ هرگونه خشونت بر زنان را متوقف کنید!/ ما خواهان برخورداری از تمم حقوق اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، سیاسی وحقوق انسانی هستیم و
ادامه مطلب...
تاریخچه هشت مارس روز جهانی زن
هر سال، زنان در سراسر دنیا به پیشواز روز هشتم مارس می روند. همه آماده می شوند تا کوبنده تر از پیش ، خواست رهایی را فریاد کنند، با شور و شوق به میدان می آیند تا تجارب جدید، دستآوردهای نوین مبارزاتی، رشته های پیوند و اتحاد محکمتر خویش را نشان دهند. هشتم مارس صحنه این حرکت شورانگیز است. هشتم مارس، روز جهانی زن، است.
چرا هشتم مارس؟
ادامه مطلب...
در راستاى تقويت
گرايش سوسياليستى در جنبش زنان!
روناك آشناگر
براى خلاصى از مناسبات نابرابر در جامعه كه عارضه مناسبات نظام سرمايهدارى است، نبايد طفره رفت. بايد آلترناتيو درست و سوسياليستى ارائه داد. آلترناتيو براى جامعهاى برابر، براى زنان و مردان به مبارزهاى كه در آن تمام جنبشها اجتماعى موجود در جامعه با گرايشى سوسياليستى در مقابل كل سيستم سرمايهدارى باشد، گره خورده است. هر تئورىاى كه يك ذره اين واقعيت علمى و مادى را زيرسئوال نبرده يا كم رنگ كند، نمىتواند تبعيض و شقه شقه كردن انسانها بر حسب رنگ و جنس و... به تمامى، مورد تعرض قرار دهد. به تجربه ثابت شده كه راهحلهاى رفرميستى و ليبرالى از آنجا كه ريشههاى ستم و تبعيض جنسى را زير سئوال نمىبرد، نمىتوانند تحولات همه جانبهو ريشهاى در جامعه به نفع زنان بوجود بياورند و امر استثمار مضاعف زنان زحمتكش به بهانه تفكيك ستم جنسى از ستم طبقاتى در دستور كار راهكارهاى ليبراليستى و فمينيستى نيست.
اگر فعال شدن زنان در فعاليتهاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى در ايران تحت حاكميت جمهورى اسلامى گامى رو به پيش و مهم است، مهمتر از آن متكى كردن اين حركت و جنبش به افق و استراتژىاى سوسياليستى است. معناى ساده و سرراست و ضرورت اين دورنما براى اين جنبش، تنها از تعلقات ايدئولوژيك كمونيستها استنتاج نمىشود، بلكه ضرورتش از بطن واقعييات ساده و قابل لمس طبقاتى و اجتماعى نتيجه گرفته مى شود.
مسئله اين است كه زنان در جامعه ايران، مضاف بر بربريت و تحجر قانونى، شرعى و مردسالارانهاى كه از جانب رژيمسرمايه جمهورى اسلامى بر آنان تحميل مى شود، جزو محرومترين و ضعيفترين بخش طبقهكارگر نيز هستند كه يا بىاجر و مزد به كار خانگى مشغولند يا در صورت داشتن كار و شغل در موقعيت پايينترى به نسبت مردان قرار دارند. آنها در هر تند پيچ و بحرانى كه سرمايهداران و صاحبان كار بصورتى ذاتى با آن درگير مى شوند، جزو اولين دسته از قربانيانى هستند كه بعنوان نيروى كار ارزان مورد سواستفاده قرار مى گيرند و به محض اينكه بحران سرمايه "فروكش" كرد و به وجود ارزانشان احتياجى نماند، دوباره به كنج خانهها رانده مى شوند و «مهر ورزى مادرانهشان» براى «كانون گرم خانواده و تربيت كودكان» آنگرانديسمان مى شود.
ادامه مطلب...







