شب همبستگی با دانشجویان دربند در لندن
در شب همبستگی با دانشجویان دربند که در ١٣ مارس در لندن برگزار شد بیش از ٧٠٠ نفر شرکت کردند. سالن برنامه ظرفیت پذیرش تعداد بیشتر را نداشت و متاسفانه تعداد بسیار زیادی از علاقمندان نتوانستند در برنامه حضور داشته باشند.
متن پیام کاوه عباسیان سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که در شب همبستگی در لندن توسط مجری برنامه قرائت شد و با استقبال پرشور مردم مورد پشتیبانی قرار گرفت
ادامه مطلب...
جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي چيست و چه كساني در مقابل آن صف آرايي مي كنند؟
امیر حسین محمدی فر
با توجه به برخورد شديد با دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب از سوي نيرو هاي امنيتي و موضع گيري جريان هاي راست در مورد بازداشت گسترده ي اين دانشجويان , بار ديگرهمچون گذشته , مشخص كردن خط مشي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب و مرزبندي با جناح هاي بورژوازي كه رسيدن به آزادي و برابري را محال جلوه مي دهند ضرورت مي يابد :
آزادي و برابري يك خواست دور از دست رس نيست . بلكه برقراري آزادي و برابري يك ضرورت عيني است كه ريشه در مناسبات اجتماعي فعلي و نفي شرايط موجود و نظام سرمايه داري دارد . به همان اندازه كه نبودن آزادي و برابري ( چه در جوامع سرمايه داري جهاني و چه در داخل ) آشكار است , استقرار آن نيز يك مقوله ي انتزاعي نيست.
جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي متشكل از طبقه ي كارگر ( كه نقش تعيين كننده در ميان نيروهاي تغيير دهنده دارد ) , اكثريت راديكال جنبش زنان و به شكل تبلور يافته اش در يك سال اخير جنبش دانشجويي است كه نگاه از پايين به بالا در جامعه ودخالت مستقيم توده هاي مردم در تعيين سرنوشت شان , مخالفت با هر گونه دخالت نظام سر مايه داري جهاني و در راس آن آمريكا در آينده ي جامعه ي ايران , مبارزه با سركوب و اتحاد جنبش هاي اجتماعي ( جنبش زنان , كارگري و دانشجويي ) و استبداد داخلي را جزو خطوط اصلي مبارزاتي اش قرار داده است. اما مسئله اي كه وجود دارد صف آرايي مدافعان وضع موجود و ايجاد موانع و سنگ پراكني هاي بي امان از سوي توجيه گران نظام سرمايه داري است كه سعي دارند از هر گونه تلاش براي تغيير شرايط موجود جلوگيري و فرياد آزادي خواهي و برابري طلبي را خاموش كنند !
طيف بورژوازي و نيروهاي سياسي راست به دليل نظر گاه اقتصادي و پايگاه اجتماعي شان در طبقه ي سرمايه دار و اقليتي از طبقه ي متوسط وافق سياسي كه نماينده ي آن هستند , خود را در مقابل جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي تعريف مي كنند.
اپوزيسيون پرو غرب كه دنباله روي سياست هاي آمريكا و مبلغ ليبرال دموكراسي است اصرار بر همگام شدن ايران با نظام سرمايه داري جهاني دارد.ليبرال ها و ناسيو ناليست هاي پرو غرب كه معتقد به برقراري بازار آزاد و تغيير ساختار سياسي ايران هستند و يا ناسيوناليست هاي قومي كه حيات خود را , همچون همتا ها ي عراقي شان درحمايت از فدراليزم مي بينند , نيرو هاي سياسي اپوزيسيون پرو غرب را تشكيل ميدهند.اما اتخاذ سياست هايي چون حمله ي نظامي و تصويب دو قطعنامه مبني بر تحريم اقتصادي عليه ايران از سوي آمريكا و نظام جهاني - كه بي شك تبعاتي جز از بين رفتن مراكز صنعتي كه منابع اصلي دارآمد جامعه است , از هم پاشيدگي جامعه ي مدني و فقير تر شدن بيش از پيش طبقه ي كارگر و اكثريت زحمت كش جامعه ندارد - بي اعتمادي وسيع توده هاي جامعه را نسبت به نمايندگان و نيرو هاي سياسي آن چه در داخل و چه در آن سوي مرزها را به همراه داشته است. حمايت از كمپين يك ميليون امضا كه داراي ماهيتي ليبرالي ورفرميستي است و عاجز ماندن ليبرال ها در پيشبرد مطالبات صنفي - سياسي در دانشگاه و موارد ديگري از اين دست نشان داده كه در عمل نيز اين اپوزيسيون پرو غرب نمي تواند افقي روشن و جامعه اي مطلوب را براي مردم ايران متصور شود.البته بايد ياد آور شد كه سياه كاري هاي سياسي مثل برچسب زدن وتخطئه ي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب كه از سوي ورشكستگان سياسي كه بعضا" درنشريه ي شهروند اظهار فضل مي كنند , انجام مي شود يكي از نتايج بي اعتباري و بي عملي اين نيروها در عرصه ي مبارزات اجتماعي است.
در جهت ديگر طيف بورژوازي , راست هاي حكومتي وجود دارند كه معتقد به حفظ نظام سرمايه داري به اين شكل فعلي هستند و از گروه هايي تشكيل شده اند كه طرح هاي مختلف سياسي را نمايندگي مي كنند. اما در نهايت در جهت بقاي نظام وحفظ ساختار سياسي جمهوري اسلامي گام بر مي دارند .
در حال حاضر پروژه ي اصلاحات و سياست تنش زدايي از مناسبات با جامعه ي جهاني و تعامل با آن كه از سوي اصلاح طلبان نمايندگي مي شد , با شكست مواجه شده و از سوي ديگراين پروژه نتوانسته پاسخگوي نياز هاي عيني جامعه و گسترده تر شدن شكاف طبقاتي باشد . اما دولت نهم با توجه به سياست هاي تهاجمي نظام جهاني عليه ايران و نمونه ي شكست خورده اش در عراق , سياست عدم سازش و تحميل جمهوري اسلامي به مثابه يك ضرورت عيني به نظام جهاني را در پيش گرفت. اين رويارويي مستقيم با نظام جهاني كنترل همه جانبه ي جامعه را طلب مي كند كه به طبع آن فشار و برخورد شديد تر از گذشته را با جنبش هاي اجتماعي به همراه داشته و شاهد هستيم كه بيش از 50 تن از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در سراسر کشور, به دليل برگزاري مراسم روز دانشجو كه مستقل از جناح هاي قدرت انجام شد , بازداشت شدند.چنين سياستي هيچ گونه جريان مستقلي را بر نمي تابد و به همين سبب دفتر تحكيم وحدت تنها تشكل به اصطلاح قانوني و مجاز براي فعاليت در دانشگاه معرفي مي شود كه مطمئنا" نمي تواند خارج از چهارچوب تعيين شده اش عمل كند !
البته در لا به لاي طيف راست مي توان به جمعي اشاره كرد كه خود را چپ معرفي مي كنند اما به دليل نداشتن درك صحيح از شرايط اجتماعي سياسي و عدم توانايي در اريه ي يك آلترناتيو و اتخاذ موضع مشخص و ايجابي و پيروي از الگوهاي سياسي رفرميستي چون حركت در جهت به اصطلاح صنعتي شدن نظام سرمايه داري ايران و چانه زدن با لايه هاي قدرت, در نهايت به دامان ليبراليسم خواهند افتاد.
در برابر طيف راست , جنبشي در حال كامل شدن و حركت است كه نگاهي ريشه اي به مسايل اجتماعي و سياسي دارد و با طرح شعار هايي چون " نه به جنگ " و " نه به تحريم اقتصادي " مرزبندي خود را با نظام سرمايه داري جهاني پررنگ كرده و همان طور كه در قبل نيز گفته شد خواهان آن است كه توده هاي مردم در تعيين آينده شان و ساخت جامعه اي آزاد و برابر دخالت مستقيم داشته باشند . جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي رهايي زنان را در اصلاح چند بند قانون اساسي خلاصه نمي كند بلكه آن را به مثابه رهايي كل جامعه قلم داد مي كند و از سوي ديگر با مخالفت جدي خود با سركوب آزادي هاي اجتماعي , چون پوشش اجباري وعدم آزادي بيان و ستم قومي پرچم دار خواست هاي دموكراتيك جامعه است.جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي بستري براي پيشبرد منافع اقتصادي پرولتاريا وساختن جامعه اي جديد مبتني بر رفع نياز هاي عيني طبقه ي كارگر و اكثريت زحمت كش و بر قراري آزادي و برابري است و كنترل زندگي عمومي و اقتصادي به دست شركت كنندگان در حيات اجتماعي را يك شرط لازم و اساسي مي داند.
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
در مورد موج جدید بازداشت دانشجویان مبارز در
دانشگاههای ایران

طی روزهای اخیر و در ادامه گسترش فضای اختناق و سرکوب در داخل کشور، نیروهای اطلاعاتی رژیم شمار دیگری از دانشجویان مبارز دانشگاههای ایران را بازداشت و در شرایط دشوار در زندان تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داده اند. بازداشت و شکنجه دانشجویان مبارز دانشگاههای ایران سیاست آگاهانه ای است که از جانب رژیم اسلامی برای جلوگیری از گسترش فضای رادیکال و پیشرو در جنبش دانشجویان و جوانان ایران، برنامه ریزی شده است.
رژیم جمهوری اسلامی بخوبی ابعاد این جنبش و ظرفیت های بالقوه و بالفعل آنرا می شناسد و برای جلوگیری از گسترش و تعمیق ان به تکاپو افتاده است. اما رویدادهای ماههای آذر و دی نشان دادند که ابعاد حرکت اعتراضی دانشجویان وسیع تر، شعارها و جهت گیری های سیاسی آن ریشه دار تر و توده گیر تر از آن است که این گونه حرکات رژیم بتواند آن را از دور خارج کند.
از اوائل آذر ماه تاکنون دستگیری ها نه تنها دانشجویان مبارز دانشگاههای ایران را مرعوب و به عقب نشینی وادار نکرده است، بلکه ابعاد گسترده تر و سراسری تری به مبارزات آنان بخشیده است. دانشگاههای ایران هم چنان از کانون های اصلی مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران بر علیه نظام دیکتاتوری اسلامی حاکم به شمار می روند و رژیم در تحقیق اهداف خود مبنی بر سر کوب جنبش رادیکال دانشجویی ایران ناکام بوده است.
کارگران پیشرو، زنان انقلابی، و همه مردم آگاه و مبارز ایران، جوانان خود را که این چنین عزم خود را، در این نبرد حق طلبانه، برای شکستن دیوار اختناق رژیم جزم کرده اند تنها نخواهند گذشت و پژواک شعارهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه این مبارزین پرشور، در سرتاسر ایران و در همه عرصه های مبارزاتی دیگر شنیده خواهد شد.
آزادی کلیه دانشجویان دستگیر شده، آزادی کلیه زندانیان سیاسی ایران، خواست مردم ایران است و ما بار دیگر کلیه مجامع بین المللی، مترقی، و انسانهای شریف و آزادیخواه را به پشتیبانی از این خواست اولیه مردم ایران فرا می خوانیم.
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
28 دیماه 1386
18 ژانوی 2008
|
موج جدید دستگیری ها : تعداد زیادی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دستگیر شدند
|
نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی دیروز دوشنبه ۲۴ دی ماه تعداد زیادی از فعالین دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب را در تهران دستگیر کردند. ظاهرا رفقا سروش دشتستانی، امین قضائی و بیژن صباغ جزو دستگیر شدگان هستند. از سرنوشت رفقای دستگیر شده ما هنوز اطلاعی در دست نیست.
نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی فکر میکنند با دستگیریهای وسیع فعالین جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میتوانند به این حرکت خاتمه دهند. اما خود دست اندرکاران اطلاعاتی رژیم تاکنون متوجه شده اند که ابعاد جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در دانشگاه و در جامعه عظیم تر از آن است که بتوان آن را با چند دستگیری پایان داد. امروز رزیم خود شاهد است که اگر بخواهد به حرکت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب پایان دهد باید دهها هزار نفر را در دانشگاههای کشور دستگیر کند و روانه زندان سازد. باید میلیونها مردم کارگر و زحمتکش که دقیقا خواستار آزادی و برابری هستند را روانه زندان کند. ما اطمینان میدهیم که مبارزه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با قدرت ادامه مییابد و جای هر دستگیر شده را هزاران آزادیخواه و برابری طلب جدید پر خواهد کرد. اطمینان میدهیم که در مقابل این سرکوبگریها و در دفاع از رفقای زندانی، صف ما پرجمعیت تر خواهد شد.
ما همه مردم ایران را به دفاع از رفقای دستگیر شده مان فرامیخوانیم. نباید گذاشت بهترین فرزندان این کشور که خواهان آزادی و برابری و رفاه و آسایش برای همه مردم بودند و برای آن تلاش میکردند، راهی شکنجه گاه های رژیم شوند. رفقای ما باید فورا ازاد شوند.
به نظر میرسد رفقای زیر از جمله دستگیر شدگان هستند: ۱ - سروش دشتستانی ۲ - امین قضائی ۳ - بیژن صباغ ۴ - آناهیتا حسینی ۵ - مرتضی خدمایلو ۶ - محمد پور عبدالله ۷ - بیتا صمیمی لیست کاملتر متعاقبا اعلام خواهد شد.
اسامی بخشی از دستگیر شدگان جدید
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور
۲۵ دی ۱۳۸۶
بیانیه "چپ کارگری" برای 16 آذر
"سوسيالیسم تنها راه رهايی"
مبارزه ي جنبش دانشجويي جزئي از مبارزه ي جنبش هاي اجتماعي(کارگري، زنان، اقوام تحت ستم، جوانان و...) براي ساختن دنيايي انساني است. دنيايي که در آن خبري از استثمار انسان ها و مناسبات استبدادي سرمايه داري نيست. دنيايي که در آن اثري از ستم جنسي نيست. دنيايي که در آن انسان ها آزادانه سرنوشت خويش را تعيين مي کنند.
جنبش دانشجويي بر پايه ي منافع عيني و مشخصي که از نفس دانشجو بودن نشات بگيرد شکل نمي گيرد. به خصوص در کشورهايي که حاکميت مستبدتري دارند دانشگاه به تريبون اعتراض جامعه تبديل مي شود. صف بندي نيروهاي سياسي در دانشگاه، نه امري تصادفي، که نمودي از صف بندي سياسي و طبقاتي در جامعه است. جنبش دانشجويي مي تواند و بايد به عنوان يک نيروي سياسي موثر در کنار ديگر جنبش هاي اجتماعي ايفاي نقش کند.
طي يک سال گذشته شاهد گسترش سرکوب جنبش هاي اجتماعي و از آن جمله سرکوب جنبش دانشجويي بوده ايم. توطئه و پرونده سازي عليه فعالين جنبش دانشجويي، بازداشت، اخراج و تعليق شمار زيادي از فعالين اين جنبش، کنترل پوشش دختران دانشجو و سهميه بندي جنسيتي تنها گوشه اي از پرونده ي سرکوب جنبش دانشجويي بوده است. در مقابل اما شاهد مقاومت محلي، محدود و غير متشکل دانشجويان بوده ايم. ضرورت مقاومت سراسري و پيگيرانه به صورت بلاواسطه اي به مساله ي تشکل هاي مستقل دانشجويي گره مي خورد. تشکل هايي که از تمام جناح هاي حاکميت مستقل هستند و مرزبندي روشني با دخالت خارجي در تعيين سرنوشت مردم ايران دارند. تلاش براي ايجاد تشکل هاي مستقل دانشجويي با استراتژي کلان پيوند با ديگر جنبش هاي اجتماعي همسوست.
طي سال هاي گذشته دفتر تحکيم وحدت کوشيد تا با طرح استراتژي "دموکراسي خواهي" جنبش دانشجويي را به زائده ي دانشجويي اصلاح طلبان دوخردادي تبديل کند. همچنين طرح هاي "رفراندوم"، "انقلاب هاي رنگي و مخملي" و نيز دفاع آشکار از حمله ي نظامي آمريکا از سوي طيف هاي جداشده از دفتر تحکيم وحدت در برابر جنبش دانشجويي قرار گرفت. "دوري از قدرت و ديده باني جامعه ي مدني" هم براي بندبازي ميان دو استراتژي تبديل شدن به بال دانشجويي اصلاح طلبان دوخردادي يا آژيتاتورهاي حمله ي نظامي آمريکا مطرح شد. در اين ميان دانشجويان سوسياليست با شعار اتحاد با جنبش هاي اجتماعي به صحنه آمده اند تا دنيايي انساني را با تکيه بر قدرت توده هاي مردم بنا کنند. "چپ کارگري" هم بحث محوريت "جنبش کارگري" را در اتحاد جنبش دانشجويي مطرح کرده است چرا که طبقه ي کارگر را تنها طبقه ي با زنجيرهاي راديکال مي داند که مي تواند افق هاي سياسي مشخصي را در برابر ديگر جنبش هاي اجتماعي قرار دهد. طبقه اي که با رهايي خويش جامعه را آزاد خواهد کرد.
بر پايه ي اين ملاحظات بايد 16 آذر را به روز مبارزه عليه استبداد سرمايه داري و ستم جنسي تبديل کنيم. بايد فرياد همبستگي با جنبش هاي کارگري، زنان، معلمان، پرستاران، جوانان و اقوام تحت ستم سر دهيم. در اين ميان هر يک از گرايشات مختلف جنبش دانشجويي مي بايست به طرز شفافي خواسته هاي خود را رو به جنبش دانشجويي اعلام نمايد لذا چپ کارگري دانشگاه هاي ايران خواسته هاي حداقلي خود را به شرح زير اعلام مي دارد:
1- آزادي بي قيد و شرط دانشجويان زنداني(صباح نصري، هدايت غزالي، احمد قصابان، جواد عاليخاني، مجيد توکلي، احسان منصوري و ياسر گلي)
2- به رسميت شناخته شدن حق تحصيل براي همه ي دانشجويان و در نتيجه لغو احکام تعليق دانشجويان و بر چيده شدن موانع ادامه ي تحصيل دانشجويان ستاره دار.
3- انحلال حراست دانشگاه ها، کميته هاي انصباطي و ستادهاي گزينشي وزارت علوم.
4- خروج نيروهاي شبه نظامي و سرکوبگر بسيج از دانشگاه.
5- پايان دادن به بازنشسته کردن اجباري و اخراج علني استادان دگر انديش.
6- توقف برخورد با انجمن هاي اسلامي، شوراهاي صنفي و انجمن هاي علمي، هنري و فرهنگي.
7- ايجاد تشکل مستقل دانشجويي.
8- برچيده شدن تبعيض و تفکيک جنسيتي در تمام حوزه هاي دانشگاه و جامعه و از آن جمله پايان دادن به طرح سهميه بندي جنسيتي.
9- برچيده شدن دوربين هاي مدار بسته اي که براي کنترل رفتار دانشجويان در دانشگاه ها نصب شده اند.
10- به رسميت شناخته شدن حق آزادي پوشش در دانشگاه و جامعه و در نتيجه برچيده شدن بساط طرح "ارتقاي امنيت اجتماعي" در جامعه و کنترل پوشش دختران دانشجو در دانشگاه.
11- توقف فيلترينگ سايت هاي اينترنتي در دانشگاه و جامعه.
12- رفع توقيف از نشريات توقيف شده ي دانشجويي و آزادي انتشار نشريات دانشجويي.
13- پايان يافتن يورش هاي پياپي به دانشگاه و تجسس خوابگاه ها.
14- به رسميت شناخته شدن حق تحصيل رايگان عمومي، توقف خصوصي سازي دانشگاه و خوابگاه هاي دانشجويي و پرداخت کمک هزينه به دانشجويان.
15- کنترل و اداره ي دانشگاه ها و خوابگاه هاي دانشجويي توسط شوراي دانشجويان، اساتيد و کارکنان دانشگاه.
16- آزادي بيان بي قيد و شرط.
17- لغو مجازات اعدام و جنايت ضد انساني سنگسار.
18- به رسميت شناخته شدن حق اقوام تحت ستم براي تحصيل به زبان مادري و تصميم گيري در مورد سرنوشت آني و آتي شان.
19- توقف اخراج مهاجران افغاني و به رسميت شناخته شدن حق آموزش رايگان براي کودکان افغاني.
20- الغاي قوانين تبعيض آميز و زن ستيز و از آن جمله قوانين مجازات اسلامي، مدني و کار.
21- آزادي بي قيد و شرط فعالين جنبش زنان(مريم حسين خواه و جلوه جواهري) و لغو احکام صادره عليه فعالان جنبش زنان (مريم ضيا، دلارام علي و عاليه اقدام دوست)
22- حقوق برابر براي کار برابر زنان.
23- ايجاد تشکل هاي مستقل کارگري.
24- به رسميت شناخته شدن حق اعتصاب.
25- لغو قراردادهاي موقت و سفيد امضا، توقف خصوصي سازي کارخانه ها و ايجاد کنترل کارگري بر امر توليد.
26- آزادي بي قيد و شرط فعالين کارگري(محمود صالحي، ابراهيم مددي، رضا دهقان و منصور اسالو) و لغو احکام صادره عليه فعالين کارگري و معلمان.
27- پرداخت حقوق معوقه ي کارگران و افزايش دستمزد کارگران.
28- تصويب لايحه ي هماهنگ پرداخت و افزايش حقوق معلمان و کارکنان آموزش و پرورش.
29- الغاي تمامي قوانين ضد کارگري.
30- به رسميت شناخته شدن سن 18 سال تمام براي تمايز کودکان و بزرگسالان.
چپ کارگری دانشگاه های ايران
11 آذر 86
جامعه ما را به کجا می برند؟
بهرام رحمانی
ایران یکی ار ثرومندترین کشورهای منطقه خاورمیانه است. تنها در دو سال گذشته بیش از 130 میلیارد دلار از طریق فروش نفت خام وارد خزانه حکومت اسلامی شده است و به این رقم حدود 15 تا 20 میلیارد دلار صدور اقلام غیرنفتی را هم باید اضافه کرد. اما با این وجود، مردم ایران به سرعت به سوی فقر سوق داده می شوند. سهم مردم از این درامد کلان، جز فقر و سیه روزی چیز دیگری نیست. این مبالغ به افزایش بودجه آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، و حقوق سوسیالی برای کمک به نیازمندان، بیمه بیکاری، بازنشستگی، جاده سازی، صنایع مادر، تحقیقات و پژوهشس های علمی، پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران و ... منجر نشده است. پس این ثروت های هنگفت به جیب چه کسانی واریز می شود؟ و به چه عرصه هایی اختصاص داده می شود؟ جواب این سئوالات و سئوالاتی از این قبیل را مردم رنج دیده ایران به خوبی می دانند. زیرا این مردم قبل از هر تحلیل اقتصادی و سیاسی به ما خواهند گفت که جیب آخوندها بسیار گشاد است هر چی پول و طلا و چیزهای ارزشمندی در آن بریزید جا می گیرد. چشم و دل آن ها هرگز از ثروت اندوزی چه با تبلیغات خرافی و شیون و زاری، و چه با دزدی و چپاول و چه با سرکوب و زور و خشونت سیر نمی شود. بنابراین، سران حکومت اسلامی، به هرگونه وحشی گری متوسل می شوند تا حاکمیت خود را نگاه دارند.
ادامه مطلب...
حمایت جمعی از کارگران شاغل و بیکار عسلویه از دانشجویان و کارگران زندانی

جمعی از کارگران بیکار عسلویه و همچنین جمعی از کارگران پالایشگاه گاز فازهای ۹ و ۱۰ با نصب پارچه نوشته هایی خواهان آزادی دانشجویان و کارگران زندانی شدند.
این پارچه نوشته ها در سه راه عسلویه و سه راه نخل تقی که از مسیر های اصلی تردد کارگران پروژه های منطقه ی پارس جنوبی هستند نصب شدند.
بازداشت دانشجوی دانشگاه آزاد به بهانه حمایت از رفقای دربندش
براساس گزارش آوای دانشگاه یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد به بهانه ی حمایت از دانشجویان چپ و آزادی خواه دربند بازداشت شد.
جمال بازدار دانشجوی رشته تاریخ دانشگاه آزاد شهر ری در پی سخنرانی در کنفرانس انجمن علمی تاریخ دانشگاه و گرامی داشت رفقای دانشجوی بازداشتی و اعتراض شدید به دیکتاتوران حاکم از سوی پلیس امنیت احضار ، منزل شخصی نیز مورد بازرسی قرار گرفته و وسایل شخصی این دانشجو نیز توقیف شده بود. با قرار وثیقه آزاد بود در پی دریافت احضاریه ای از سوی اطلاعات سپاه پاسداران روز گذشته به زندان اوین مراجعه کرده بود تا این لحظه خبری از وی در دست نیست و به احتمال قوی در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارد.
همچنین بنا به گزارش وبلاگ تا آزادی دانشجویان دانشگاه آزاد یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد که به بهانه ی حمایت از دانشجویان دربند شنبه پیش 18 آذر ماه بازداشت و مورد بازجویی و شکنجهقرار گرفته بود آزاد شد.
جمال بازدار دانشجوی رشته تاریخ دانشگاه آزاد شهرری در پی سخنرانی در کنفرانس انجمن علمی تاریخ دانشگاه و گرامی داشت دانشجویان بازداشتی و اعتراض شدید به وضعیت حاکم احضار ، منزل شخصی وی مورد بازرسی قرار گرفته و وسایل شخصی این دانشجو نیز توقیف شده بود.
این دانشجو با قرار وثیقه آزاد و در پی دریافت احضاریه ای از سوی اطلاعات سپاه پاسداران مجددا به زندان اوین مراجعه کرده بود.
بنا به اخبار رسیده این دانشجو در حال حاضر آزاد می باشد اما به گفته دوستانش در هنگام بازجویی مورد شکنجه قرار گرفته است و وضعیت مناسبی ندارد.
(( هزاران درود بر دانشجویان چپ زندانی و خانواده هایشان ))
بیش ازیک ماه گذشت: چنانکه در قسمتی از اطلاعیه اخیر خانواده های دانشجویان در بند آمده : یک ماه گذشت. ماه شب و روزهای سخت و سرد مقابل اوین، ماه توهین های سرباز نگهبان و تهدید های بازجو، ماه تهمت ها و وعده های بی اساس، ماه شب های اشک و غم، فریاد و خشم. ما این سو و فرزندانمان آن سوی دیوارهای زندان اوین، در سلول های انفرادی تاریک و سرد. همان داستان تکراری چشم بند و بازجویی شبانه و بی خوابی و ضرب و شتم و ... فرزندان دانشجوی ما، به جرم سر دادن ندای آزادیخواهی و برابری طلبی در روزی و جایی که متعلق به خودشان است حتی بدون امکان ملاقات با وکلا و خانواده هایشان تحت شدید ترین فشارها قرار دارند و ما خانواده ها در نگرانی و بی اطلاعی کامل از وضعیت آنها، و این همه در میان بایکوت شدید از سوی رسانه ها و مطبوعات کشور...
ادامه مطلب...
28 دسامبر2007
روز اعتراض سراسری در حمایت دانشجویان چپ و آزادیخواه ایران!
دانشجویان چپ وآزادیخواه در دانشگاه های ایران طی اطلاعیه هایی جریانات چپ و رادیکال، تشكلات کارگری، مردم آزادیخواه و مراجع مترقی بین المللی را به حرکت سراسری در روز 28 دسامبر دراعتراض به دستگیری دانشجویان توسط رژیم جمهوری اسلامی فراخوان داده اند.
دهها نفر از دانشجویان چپ و آزادیخواه در آستانه "روز دانشجو" توسط نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی به زندان کشیده شده و تحت آزار و شکنجه روحی و جسمی قرار گرفته اند. حکومت اسلامی ایران با دستگیری دانشجویان چپ و آزادیخواه در جریان اعتراضات 16 آذر در نظر داشت به خیال خود ،بسان دیکتاتوری سلطنتی خاندان پهلوی، جلو حرکت روبه رشد جریان چپ و رادیکال در جنبش دانشجویی و پیوند مبارزاتی آن با جنبش کارگری و حرکتهای آزادیخواهانه را سد نماید. نیروهای سرکوبگر رژیم در آستانه 16 آذر حکومت نظامی اعلام نشده را در دانشگاهها برقرار کرده و صحنه دانشگاه را به یک پادگان نظامی تبدیل نموده و بیش از 40 نفر از فعالین چپ جنبش دانشجویی را دستگیر کرده و روانه زندان کردند.
اما با وجود این سرکوب شدید، دانشجویان چپ و آزادیخواه در دانشگاههای شهرهای مختلف ایران تجمعات اعتراضی برپا کرده و ضـمن گرامی داشت روز دانشجو بار دیگر بر ضرورت اتحاد و پیوند حرکت آزادیخواهانه دانشجویان با مبارزات طبقه کارگر و جنبشهای پیشرو جامعه تاکید کردند و ندای رسالت تاریخی جنبش دانشجویی در برافراشتن پرچم شعارها و مطالبات رادیکال و انقلابی را رساتر کردند.
از طرف دیگر تعداد زیادی از فعالین کارگری نیز کماکان در زندانهای حکومت اسلامی به اسارت گرفته شده اند. جان محمود صالحی در معرض خطر بوده و علیرغم ناراحتی شدید کلیه و بیهوشی مکرر کماکان در زندان است و برخلاف همه موازین حقوق انسانها از حق مداوای پزشکی محروم گشته است. منصور اسانلو، محسن حکیمی و دهها تن دیگر از فعالین کارگری و زنان مبارز تحت شرایط سخت در زندان بسر می بردند. در این اقدام سراسری ضروری است بر آزادی این مبارزین زندانی نیز تاکید نمائیم.
مردم آزادیخواه، سازمانها و نهادهای چپ و کارگری و انساندوست!
بگذار در روز 28 دسامبر همصدا با دانشجویان، کارگران و مردم آزادیخواه در داخل ایران صدای اعتراض و انزجار خود علیه جمهوری اسلامی را رساتر کرده و متحدانه آزادی بی قید و شرط همه دانشجویان مبارز و فعالین کارگری و زندانیان آزادیخواهی را خواستار شویم که حکومت اسلامی آزادی آنها را سلب کرده و پشت میله های زندان قرار داده است. بگذار در یک اقدام سراسری مراجع و نهادهای انساندوست و مترقی در سطح جهان را برای تحت فشار قرار دادن رژیم مورد خطاب قرار داده و از آنها بخواهیم که به یاری این عزیزان درنبد بشتابند.
مبارزه متحدانه کارگران، دانشجویان و جنبش های آزادیخواهانه در داخل ایران و همچنین حمایت و همبستگی بین المللی و اقدام مشترک اعتراضی در خارج کشور حرکت موثری است که تداوم آن رژیم جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی خواهد کرد. ما به سهم خود همه شما مردم آزادیخواه، سازمانهای چپ و کارگری و نهادهای انساندوست بین المللی را به شرکت در اعتراض سراسری 28 دسامبر فرا می خوانیم!
- دانشجویان دستگیر شده بدون قید و شرط آزاد باید گردند!
- محمود صالحی، منصور اسانلو، محسن حکیمی و سایر فعالین کارگری و آزادیخواه آزاد باید گردند!
- تشکل مستقل، آزادی بیان و تجمعات اعتراضی باید برسمیت شناخته شود!
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته خارج کشور حزب کمونسیت ایران
23 دسامبر 2007
بیانیه شماره دوم دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز
در مورد دستگیری دانشجویان

نگهبانان نظم سرمایه سرکوب موقوف!
تضاد وتناقضات درونی نظام سرمایداری ناچارا جامعه را به تنش و کشمکش طبقاتی کشیده، که هر کدام برای رسیدن به منافع خود مبارزه میکنند . جامعه طبقاتی موجود که اکثریت جامعه را طبقه کارگران و اقشار پایین جامعه واقلیت ان طبقه سرمایدار تشکلیل داده اند،که مدام در حال رودروی با هم درعرصه مبارزاتی خود هستند.
نظام سرمایداری درایران که حافظان ان طبقه حاکم بر ایران هستند برای ادامه و طول عمر خود اجبارا به سرکوب طبقه کارگر و جنبشهای سوسیالیستی و رادیکال اجتماعی متوصل میشود ، که تنها موجودیت خود را از این طریق (دستگاههای سرکوبی که برای حفظ نظم سرمایه در اختیار دارد) خفظ خواهند کرد. دستگیریهای پی در پی دانشجویان چپ و سوسیالیست و فعالین کارگری نشان از تعرض اشکارخود بر این جنبهشای رادیکال موجود در صحنه سیاسی برای ادامه حیاط خود و سودجوییهایی که از طریق سرکوب و استثمار طبقه کارگر وپایین جامعه میباشد، به پیش خواهد برد. که این خصلت واقعی نظام لجنی سرمایداری جهانی ومشخصا ایران میباشد. طبقه کارگر و دیگر جنبشهای رادیکال هم برای دفاع از خود و مبارزه علیه سرمایه به اعتراض،اعتصاب و فعالیت برای درست کردن تشکلهای مستقل خود دست زده اند که چند سال اخیر در مبارزه و تقویت جنبش سوسیالیستی رشد چشمگیری داشته اند.
این حافظان سرمایه برای نگه داشتن حاکمیت خود بر جامعه هر روزه به جنبش و مبارزه رادیکال و سوسیالیستی حمله و خواهان سرکوب ان هستند. در استانه 16 اذر و در ادامه ان سران حکومتی برای جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو، اقدام به دستگیری دانشجویان چپ و ازادیخواه کرده و بیش از 40 نفر از رفقای ما را بازداشت و روانه زندانهای مخوف خود کرده و تاکنون هم بجز چند نفر از انها که ازاد شدند، بقیه در زندان بسر میبرند، تا شاید دانشجویان را به اعترافهای دروغین ویا مجبور به عقب نشینی از مبارزه ازادیخواهانه خود باشند وبتوانند تخم ترس و وحشت از نگهبانان سرمایه را در دل این مبارزین و جنبش رادیکال اجتماعی بچینند، تا توان و نیروی سرکوب و وحشیگیری خود را بر انها تحمیل کنند و همینطور ایجاد فضای رعب و وحشت و حکومت نظامی انها در دانشگاهها، تا هر طور شده جلو مراسم دانشجویان را بگیرند. اما دانشجویان چپ و سوسیالیست علارغم فضای پلیسی حاکم بر دانشگاه مراسم 16 اذر را(روز13 اذر د رتهران و بعدا در شهرهای دیگر ایران ) برگزار و عملکرد سران حکومتی را با شکست روبرو ساختند و مراسم خود را با "سرود انترناسیونال" و دادن شعارهای رادیکال و سوسیالیستی و خواهان ازادی رفقای دستگیر شده خود و پایان دادن به پادگانی کردن دانشگاهها ،برگزار کردند و این پیروزی دیگری برای دانشجویان و جنبش سوسیالیستی بود.
رسانه های داخلی و خارجی راست و بورژوایی اعم از پوزوسیون و اپوزسیون این سرکوب و دستگیری دانشجویان و برگزاری مراسم 16 اذر را بایکوت و از انعکاس ان پرهیز و باز هم در سرکوب جنبش سوسیالیستی به سران حکومتی کمک و قدم برداشتند. اینان بر انند که این جنبشهای رادیکال (که تنها نیروی واقعی تغییر نظم موجودهستند) را خفه و به زیر بکشد.
اما! ا زسوی کارگران و مردم ازادیخواه ایران ( داخل و خارج از ایران) و حتی در سطح جهانی به پشتیبانی از دانشجویان برخواستند و دست به اعتراض ،کمپین ،اکسیون و جمع اوری امضا و ...علیه سرکوب دانشجویان زدند، و این نشان از وجود جنبش سوسیالیستی و ازادیخواهانه در سطح جهان و اعلام همبستگی با هم برای به پیش بردن مبارزات خود در برابر سرکوب جنشهای ازادیخواهانه است.
سرکوبگران و حافظان سرمایه خوب تشخیص داده اند که دشمنان اصلی خود کدام نیرو در جامعه است و همیشه نوک حمله انها رو به رادیکالترین جنبشهاست. حاکمان ایران ازنظام ابرقدرتی امریکا ترسی ندارند و این همه تهدید و فشارها را به خیال خود نمیاورند اما از محمود صالحی( که تنها 20 درصد یکی از کلیه هایش کار میکند) و دیگر رهبران کارگری واعتراضات هر روزه کارگری، از دانشجویانی چپ و ازادیخواه از زنانی که برای احقاق حقوق انسانی خود مبارزه میکنند به وحشت افتاده و هر گونه حرکت کوچکی از این فعالین سر بزند تا جایی که امکانش را داشته باشد سرکوب میکند. این ترس و حشت نه از وجود فقط این رهبران و فعالین ازادیخواه ،بلکه ترس از پتانیسل و نیروی عظیم طبقاتیی که پشت این جنبشها موجود است. و در ازاد شدن این پتانیسل در هر فرصت و امکان ابراز وجود خود، به میدان مبارزه امده و با تمام توان نظم سرمایه را به لرزه در می اورند وداغ لعنت زده نظام سرمایه را از ریشه بر میکنند و بسوی جامعه ای انسانی (سوسیالیسم) عاری از هر نوع استثمارانسان به دست انسان، نابرابری، فقرو صدها معضل اجتماعی(ریشه در نظام طبقاتی موجود) حرکت کرده وخواهند کرد.
نگهبانان سرمایه! اگرچه توانسته اید رهبران و رفقای ما را زندانی کنید و انها را تحت سخترین شکنجه ها قرار بدهید، اما مطمئن باشید که این نظام فرسوده حاکم بر جامعه پروسه تاریخی خود را طی و مجبور به فنا شدن است و این اعتراضات و مبارزه هر روزه حاضر در صحنه سیاسی، این پروسه را تا مقصد خود (سوسیالسم) ادامه و تا رسیدن به ان ارام نخواهند گرفت.و جنبش دانشجوی یکی از پیشروترین و رادیکالترین این جنبشهاست که در تغییر و به پیش بردن این مبارزه نقش مهمی را ایفا کرده و خواهد کرد و خواست ومطالبات دیگر اقشار جامعه را نمایندگی کرده و برای ان مبارزه خواهد کرد. و ما این راه پر افتخار را نه از هر طریقی، بلکه تنها با توان و نیروی طبقاتی خود (حول طبقه کارگر) این مبارزه را تا رسید به مقصد ادامه خواهیم داد .

