تنها به نيروي خود متكي شويم
جهانگیر ویسی
آزموده را آزمودن خطاست، تجربه تاريخي به ما كارگران و رهبران كارگري آموخته است سرمايهداران در همه حال استثمار را ترجيح خواهند داد. وظيفهي تاريخي به ما حكم ميكند نگذاريم خود و دوستانمان و همطبقهايهايمان در دام ترفندهاي بورژوازي بيافتند. تاريخاً فهميدهايم سياستهاي اشتباه رهبران كارگري و كارگران ناآگاه ضربات مهلكي را بر پيكر مبارزات طبقاتي فرود آوردهاند. زيانهايي بر سر خود و بر سر هزاران و ميليونها انسان درآورده شده كه جبرانناپذير بودهاند. همگي ما تجربه تلخ جنگ جهاني را به ياد آوريم، بورژواهاي كشورهاي مزبور آن جنگ را براي خودشان جنگ ملي و ميهني ناميدند و چه بسا ميليونها همميهن خود را قرباني آتش آن جنگ نمودند. كه در آن دوران كارگران اين قدرتمندترين نيرو ميتوانست تصميمات مناسبي را اتخاذ نمايد. متأسفانه بخش اعظمي از آنها زير چتر سوسيالدمكراسي بورژوازي در بحراني ترين شرايط به دام ترفندهاي آنها گرفتار شده و به سياستهاي آنها لبيك گفته و سرانجام اين نيروي مقتدر به ابزاري براي آنها مبدل شد. استدلالها و همچنين داعيههايي دال بر اينكه از اين طريق ما به بهرهمندي خواهيم رسيد به متلاشي شدن وحدت طبقاتي در آلمان منجر گرديد. و نهايتاً در جلو چشم آنها رفقاي مبارز و واقعي آلمانيشان كشته و تيرباران و فراري گشتند و بقيه كارگران با آن رفرم نيمبند بورژوازي ساختند و تا به امروز در زير فرمان آن يوغ قرار دارند. اگر اين نيروي عظيم در مقابل بورژوازي متحدانه ميايستاد چرخ بورژوازي به حركت جنونآورش ادامه نميداد و آن همه كشته و ويراني به جاي نميگذاشت. سياست درست آن بود در جنگ امپرياليستي كه حول منافع سرمايهداران و بحران آنها بود شركت نمينمودند. اينجاست كه تاريخ به ما اثبات خواهد نمود اگر سياست و تاكتيك و استراتژي مناسب عمل شود. نه زمين و نه انسان در اين طغيانگري قرباني نميشد. تجربه اثبات نموده است كه تنها منبع درآمد خالص و ناب براي سرمايهداران ارزش اضافه از طريق استثمار كارگران به دست ميآيد. اكنون چگونه بورژوازي به رحم و شفقت درآمده و رسانههاي آمريكايي و امثالهم با پرداخت مقداري هزينه تبليغي ميخواهند كارگران كشورهاي ديگر را نجات دهند. حقيقت اين است در اين چند سال اخير با توجه به عقيم ماندن سياستهاي كشورهاي امپرياليستي در مقابل نوچهگان خويش و تمرد بخشي از جناحهاي نافرمانشان در ظاهر به خونخواهي ملتهاي ديگر برخواستهاند.
ادامه مطلب...

ادریس دژبند
هدف از نوشتن این مقاله به نقد کشیدن سرمایه داری و دیکتاتوری اسرائیل که زندگی اسف باری را بر مردم عزه تحمیل کرده
است.در اول نوشتن لازم است بگویم که حمله اسرئیل فقط حمله به غزه نیست بلکه حمله به احساس و عواطف وابتدایی ترین حقوق انسانی مردم جهان است و هرکس که یک زره
از انسانیت بو برده باشد این عمل اسرائیل را محکوم می کند، برای این است که ما شاهد اعتراض صدها هزار نفر در اقصی نقاط جهان هستیم ، از اروپا گرفته تا آسیا و آفریقاو... مردمان آزادی خواه به خیابانها ریخته اند و با حمل پلاکاردهای مرگ بر اسرائیل، جنگ را متوقف کنید خشم وانزجار خود را از حمله به غزه اظهار میکنند.هر روز بر آمار کشته شدگان افزوده می شود ، بیمارستانها مالامال از کشته شدگان و مجروحین است
و دولت اسرائیل با محاصره وبستن مرزهای فلسطین مردم عزه از نیازهای ابتدایی که خوراک و سوخت و پوشاک و مواد بهداشتی و دارو است جلوگیری کرده است و مدام بر آمار قرببانیان افزوده میشود.بیشترین قربانیان این جنگ وحشیانه کودکان و زنان هستند،
کودکانی که تمام آرزوهایشان بازیهای کودکانه، رفتن به مدرسه و ... است، اما بایستی در این کشتارگاه سرمایه داری و ارتجاع کشته شوند و یا در این زمستان سرد و طاقت فرسا آواره و بی خانمان شوند و از آغوش گرم مادر بی بهره و دنبال جنازه پدر ، خواهر و یا یکی از اعضای خانواده شان سرگردان شوند، کودکانی که به جای جمع و تقسیم ریاضی بایستی توپ و خمپارهای نظم سرمایه که عزه را غرق خون کرده، را بشمارند و یا آمار کشته شدگان را به جمع و تقسیم کنند ، بجای هوای پاک بایستی دود بمبهای شیمایی و موشکهای مدرن را تنفس کنند ، بجای فوتبال درکوچه ها بایستی دنبال پناه گاهی بگردند که خود را از مرگ نابه هنگام نجات بدهند. نوشتن بیان کردن این گونه وحشیگیری تمام شدنی نیست.شبهای غزه به شب خون تبدیل شده است، خیابانها همه سرخ در اتش ودود گشته اند ، خانه ها همه ویران وکانون گرم خانوادها از هم پاشیده است و این سهم مردمی است که بربریت سرمایه و ارتجاع مذهبی حق زندگی را از آنان سلب کرده اند،
آیا در این میان سرمایه داران ضرری را متحمل شده اند، آیا آنان هیچگاه چنان فشار مرگ باری را تجربه کرده اند تا درد کودکانی که در نواره غزه شاهد کشته شدن خوانواده و یا هم بازیهایشان و یا زخمی شدن خود که لحظه لحظه به مرگ نزدیک میشوند را درک خواهند کرد؟ بی تردید بایستی بگویم آنان هیچکدام از این دردها حتی به فکرشان هم خطور نکرده است. سرمایه داری برای حفظ بقای خود حاضر است که مردمان زیادی را قربانی کند و بجز منفعت خود هیچ چیز دیگری را دنبال نخواهند کرد، این جنگ و کشتار وحشیانه نمونه بارز و ماهیت واقعی نظام سرمایه داریست.در این دوره بحرانی نظام سرمایه داری جهانی که جهان شاهد آن است و ورشکستگی کارخانه های بزرگی که چرخه اقتصادی کشورهایشان بروی آن می چرخید و برای حل این بحران به چنین جنگهای احتیاج دارند تا دید افکار عمومی را از این سو به سوی دیگر بکشند
. تا چند هفته پیش تمام خبرها رسانه ها همه بر روی این بحران جهانی متمرکز بود اما امروز حمله اسرائیل به نواره غزه در سرتیتر تمام روزنامه و سایتهاها به چشم می خورد و این گونه جنگها پایانی ندارد تا زمانیکه سرمایه داری در حال سوداندازی باشد حقوق انسانی مردمان جهان دست یافتنی نیست و نخواهد بود.پس باید متحدانه در جهت سازماندهی
اعتراضات و جنبشهای رادیکال و طبقاتی توده های ستم دیده جهان گام برداشت و اینچنین توان به عقب راندن سرمایه داری میسر خواهد بود. و بایسی در برابر این گونه یورش وحشیانه و غیر انسانی هیچ گاه آرام ننشینیم و از هیچ کوششی برای رهایی انسان از قید و بند نظام ناعادلانه و طبقاتی سرمایه داری دریغ نکنیم. برای مبارزه متحدانه و یکپارچه این نیروهای چپ و سوسیالیست هستند که بایستی بار سنگین سازماندهی و تشکل یابی جنبشهای رادیکال اجتماعی را به دوش بشکند و سعی در پیوند عمیق جنبش جهانی ضد جنگ و رادیکال برای مقابله با به خون کشیدن مردم بی دفاع جهان و مشخصا فلسطین مبارزه کنند.این جنبش چپ و سوسیالیستی نیرومند است که توان مقابله با بربریت سرمایه داری را دارد.
Jan 2009
دی ماه ١٣٨٧








