افزایش فشار بر دانشجویان دانشگاه شیراز
بنا به خبر رسیده از دانشگاه شیراز مقامات دانشگاه این شهر جهت جلوگیری از برگزاری هرگونه تجمع اعتراضی توسط دانشجویان اقدام به کنترل و بازرسی دانشجویان در مبادی ورودی دانشگاه نموده اند.
خبر رسیده حاکی است حضور افراد نیروی انتظامی در دانشگاه کاملا محسوس می باشد و از روز پنجشنبه 12 آذرماه هیچ کس جز دانشجویان دانشگاه شیراز حق ورود به این دانشگاه را نداشته تمام کارت های دانشجویان کنترل می گردد و همراه داشتن هرگونه کاغذ مقوایی و دوربین عکاسی یا فیلم برداری دانشجویان منع گردیده است.
اطلاعیه مشترک کانون نویسندگان و انجمن قلم ایران در تبعید به مناسبت 16 آذر
کانون نویسندگان و انجمن قلم ایران در تبعید با صدور اطلاعیه مشترکی اعلام داشتند 16 آذر روز دانشجو و روز اعتراض به سرکوب در رژیم های شاه و جمهوری اسلامی است.
در بخشی از اطلاعیه مذکور آمده است جمهوری اسلامی می کوشد تا از جامعه ما گورستان بسازد و تنها سیاستی که در برابر خواست های بر حق مردم اعمال می کند سرکوب، سرکوب و سرکوب هر چه بیشتر است. برای رژیم که اکنون در بن بست تاریخی حیات ضد انسانی خود قرار گرفته است، این بازی آخر به شمار می آید و می کوشد در اوج درماندگی از موضع هجوم، همه صداها را با ایجاد وحشت و فشار در گلو خفه کند.
صدور احکام انضباطی در دانشگاه آزاد نجف آباد
شش دانشجوی دانشگاه آزاد نجف آباد از سوی کمیته انضباطی این دانشگاه به تعلیق از تحصیل محکوم شدند.
کمیته انضباطی دانشگاه آزاد نجف آباد حکم تعدادی از 60 دانشجوی احضار شده به این کمیته را ابلاغ کرد که احکام انضباطی آنان شامل حداقل یک و دو ترم تعلیق از تحصیل می باشد.
بیش از 60 دانشجوی دانشگاه آزاد واحد نجف آباد به دلیل آنچه که از سوی مسئولین حضور در تجمع 13 آبان خوانده شده بود، به کمیته انضباطی فراخوانده شده بودند.
بيانیه دانشجویان سوسیاليست به مناسبت 16 آذرماه روز دانشجو
سازمان : هم استراتژی هم تاکتیک در جنبش دانشجویی

- جنبش دانشجویی در ایران در مقطع حساسی به سر می برد که بعد از انقلاب 57 مشابه آن را تجربه نکرده است. اکنون تمام مبارزات و کشمکش ها با شرایط جدیدی مواجه گشته و وارد فاز جدیدی شده اند و مبارزه علیه دیکتاتوری اسلامی در آگاهانه ترین و گسترده ترین شکل آن در جریان است. بنابراین باید هدف کلی جنبش اعتراضی مردم که به صورت خودبه خودی توسط اقشار و گروه های مختلف مردم پیگیری می شود را جدال با دیکتاتوری حاکم دانست.
ادامه مطلب...
۱۶آذر را برای پيشبرد اهداف سوسياليستی خود تبديل کنيم

ادريس دژبند
۱۶آذر سرخ به روز مبارزه بر عليه استبداد و نابرابريهای نظام سرمايه داری بدل شده است . بايد با تمام مشکلات و سنگهايی که امپرياليزم بواسطه بمباران تبليغاتی از طريق رسانه هايش و همچنين ارتجاع داخلی سر راه اين جنبش قرار داده است مبارزه کرد و به تمام جهان ا ث بات کرد که رژيم اسلامی با بگيرو ببند و شکنجه و اعدام و ايجاد رعب و وحشت نمی تواند جنيش آزاديخواه و برابری طلب دانشجويان را از حرکت به سوی به زير کشيدن کليت سرمايه داری ( با اتحاد طبقاتی با طبقه کارگر) بازدارد. سال گذشته گرچه رژيم سرمايه داری اسلامی با تمام توان سرکوبش خواست که از به ميدان امدن جنبش دانشجويی جلوگيری به عمل آورد اما ديديم که دانشجويان آزاديخواه و برابری طلب در حد توان خود باری ديگر اين روز را که جريانات ليبرال و به اصطﻼح رفرمخواه ميخو اهند ا ين روز و اهداف و چشم اندازهای ان را وارونه کنند ، بر روی ريل واقعی خود يعنی تبديل کردن اين روز به روز اعتراض عليه ارتجاع سرمايه داری، بگذا ر ند. جنبش دانشجويی که خواست اتحاد با طبقه کارگر و پشتيبانی از خواسته های طبقه کارگر، همانا ايجاد تشکلهای مستقل کارگری و پرداخت حقوقهای معوقه و ساير خواسته ها و مطالبات کارگری و قشر زحمتکش جامعه ايران بود را به پرچم خود تبديل کرده و مرزهای خاکستری جريانات مر تجع اسلامی از نوع "خوشخيم و بدخيم" را در نوردند. رژيم هار اسلامی و سرکردگان چماق به دست انها در بيسج و سپاه پاسداران احمدی نژادی و ساير ارگانهای حفاظت کننده قدوسيت انباشت سرمايه و حفظ وضع موجود نيز با دسپاچگی هرچه تمامتر در برابر شبح لنين که بر فراز دانشگ اهها به گشت و گذار پرداخته بود دست به سرکوب اعتراضات برحق پرچم داران لنين و مارکس پرداخته و هر چه در توان سرکوب و ارعاب داشتند را عليه اين جنبش که مقهور ان شده بودند به کار بردند.
ادامه مطلب...
دو چالش بزرگ در مقابل طبقۀ کارگر ایران
فرشید شکری
استثمار و بی حقوقی، گرسنگی، فقر و نداری، خفت و بردگی وغیره – بدرجات کم و زیاد – مصائب و دردهای مشترک کارگران جهان با کارگران ایران هستند و آنچنان تمایزات ماهوی و خاصی دربین نیست. معذلک آنچه بر طبقۀ کارگر ایران می گذرد بسی وخیم تر و تألم بارتر است.
ادامه مطلب...
گفت و گوی مجله آرش با صلاح مازوجی
آرش:
شما جزو کدام دسته بودید؟ شرکت در انتخابات یا تحریم؟ چرا؟
صلاح مازوجی:
آن دسته از احزاب و نیروها و افرادی که به مردم فراخوان شرکت در انتخابات رژیم را دادند، در واقع با این سیاست خود عملا به رژیم جمهوری اسلامی و انتخاباتش مهر مشروعیت کوبیدند. این جریانات در این شرایط بحرانی که رژیم برای بقای خود بیش از هر زمان دیگری به کشاندن مردم به پای صندوق ها و "کسب مشروعیت" نیاز داشت به یاری جمهوری اسلامی شتافتند. جمهوری اسلامی که مدتهاست رابطه اش را با مردم اساسا بر مبنی سرکوب تعریف کرده است، برای حدادی کردن ماشین سرکوبش، برای اعتماد بنفس دادن به نیروهای سرکوبگرش و تداوم سرکوب لجام گسیخته به کشاندن مردم به پای صندوق ها رای نیاز داشت، جریاناتی که فراخوان شرکت در انتخابات رژیم را دادند عملا به حدادی کردن ماشین سرکوب رژیم علیه مردم کمک رساندند. تکلیف ما با این دسته از احزاب و گروهها روشن است، موضع شرکت در انتخابات یک موضع ارتجاعی است، این جریانات را ارتجاعی می دانیم.
ادامه مطلب...
مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی
در باره رویدادهای اخیر ایران
جهان امروز: در ادامه ارزیابی ها و سیاستهای حزب در قبال خیزش توده ای و وقایع اخیر که در اطلاعیه های کمیته مرکزی بوضوح آمده است، خواستم ببینم که ارزیابی شما از اوضاع کنونی بویژه بعداز سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه چند روز پیش چیست؟
صلاح مازوجی: به نظرمن مواضع خامنه ای کاملا قابل پیش بینی بود، چون بر خلاف تصوری که وجود دارد، خامنه ای مافوق جناح ها نیست، این خامنه ای نیست که خط مشی جناح مسلط در حاکمیت جمهوری اسلامی را تعیین می کند بلکه این رهبری سپاه پاسداران است که تعیین سیاست می کند. از مقطع " انتخابات" نهمین دوره ریاست جمهوری که تسلط و برتری جناح سپاه پاسداران درآرایش سیاسی درون حاکمیت جمهوری اسلامی را رسمیت بخشید، خامنه ای مواضع خود را با منافع جناح سپاه پاسداران تطبیق داده است. خامنه ای در سخنان روز جمعه، در واقع با تائید مجدد "انتخابات" و تائید مجدد ریاست جمهوری احمدی نژاد و بر حذر داشتن موسوی از ادامه اعتراضات خیابانی، عزم سپاه پاسداران برای تصفیه کامل طرفداران موسوی و جناح موسوم به اصلاح طلبان از دستگاه حاکمیت جمهوری اسلامی را دوباره اعلام کرد و از طرف دیگر به خیزش توده های مردم اعلام جنگ داد
ادامه مطلب...
تحریم ، تحریم بازهم تحریم
فرهاد شعبانی
روز جمعه 22 خرداد دهمین نمایش ضد کارگری بنام انتخابات ریاست جمهوری در ایران به روی صحنه می آید. طی 30 سال گذشته، هرچند سال یکبار جنجالی چند هفته ائی تحت عنوان انتخابات ریاست جمهوری در ایران به صحنه آمده است اما، نتایج این نمایشات پر هزینه و هیاهو تغییری جزء جابجائی قدرت مابین جناحهای حاکم در این نظام انسان ستیز و تمدن گریز را به دنبال نداشته است. جناحها و جنایتکارانی که هرکدام پرونده ائی قطور از کشتار مردم کارگر و زحمتکش، و آزادیخواه ساکن در ایران را زیر بغل دارند؛ و در حقیقت آنها را نباید در موقعیت مسئول بلکه باید در جایگاه متهم نشاند. اینها مجرمینی قابل محاکمه و مجازات اند.
بنابراین جابجائی قدرت مابین جناحهای حاکم تحمیلی بر مردم ایران را با هیچ معیاری نمی توان و ممکن نیست انتخابات نامید. خام اندیشان و فرصت طلبانی که بر این باورند توده های مردم از باز تولید این صحنه های کسل آور آموزش خواهند دید، و از این نمایش گونه ائی از دمکراسی منطبق با سطح فرهنگ مردم منطقه می سازند نه تنها فقر و بی بضاعتی خود را بروز می دهند و مولد بدعتی اند که اهانتی به موکراسی و مردم سالاریست، بلکه نگاهی تحقیرآمیز به توده مردم ایران دارند و نگفته آنها را شایسته حاکمیت چنین رژیمی می دانند؛ اما مردم ایران برخلاف این مجیز گویان نان به نرخ روز خور محق اند که بگویند انتخابی در کار نیست تا انتخاباتی صورت بگیرد. این انتصاب صورت گرفته است.
این نمایش سنخیتی با انتخابات ندارد، از اینرو ضروری نیست در باره آنچه که حضراتی که بنام کاندید به مخاطب قالب می کنند و ویژه این دوره های جنجالی است و بارها شنیده شده " ایران برای همه ایرانیان" محمد خاتمی ، "پول نفت احمدی نژاد سر سفره مردم" جدل و مناظره و دیالوگی صورت بگیرد. هرکدام از آنها سر از صندوق بیرون بیاورد و بر مسند قدرت بنشیند عملکردش پیامدی جزء سیه روزی و شوربختی بیشتر برای طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ساکن در ایران به دنبال نخواهد داشت. برای اثبات این ادعا لازم نیست به پاسخ احمدی نژاد به خبرنگار ی اشاره بکنیم که گفته بود سندیکا دیگر چیست ؟ و یا تبلیغات عوامفریبانه سردار رضائی، شیح مهدی کروبی و میرحسین دهه 60 را بررسی کنیم. بجای همه اینها - گرچه هنوز صفحات بیشماری از پرونده آنها ناگشوده و در بایگانی است- کافی است نگاه کوتاهی به بیوگرافی هر چهار چهره ائی بیاندازیم که بعنوان کاندید این نمایشنامه تهوع آور به جامعه عرضه شده اند.
آنها طی سی سال گذشته برای تحکیم پایه های این نظام ضد کارگری که اساس و بنیادش با کشتار و خانه خرابی میلیونها تن از زنان و مردان کارگر و زحمتکش و فرزندانشان، روشنفکران و آزادیخواهان و مردم کردستان قوام و تاکنون دوام یافته است گوی سبقت را از هم بریده و در قربانی کردن میلیونها انسان به پای تحقق قوانین شریعت از هیچ جنایتی فروگذار نکرده اند.
این حضرات هرکدام دوره ائی و در مقامی در محک آزمایش قرار گرفته و چهره آنها در صورتیکه جریاناتی فرصت طلب نخواهند شعور و حافظه تاریخی توده های رنجدیده مردم ایران را دست کم بگیرند، برای دو نسل از مردم حق طلب ایران افشا و البته که رسوا شده هستند.
محسن رضائی پنجه هایش تا آرنج به خون هزاران انسان آزادیخواه مناطق حاشیه ائی ایران، از کردستان گرفته تا سیستان و بلوچستان آلوده است و برای هر ترفیعی از روی جنازه شماری از انسانهای شریف و آزاده ایران عبور کرده است.
میر حسین موسوی مدیریت کشتار دهه 60 و اعزام کارگران ایران به جبهه های مرگ و نابودی را بعهده داشت و اگر امروز یکبار دیگر به بروی صحنه رانده می شود تنها به این خاطر است که کارشناسان مسائل اقتصادی – اجتماعی جمهوری اسلامی بر این باورند که بحران اقتصادی جاری در ایران خطرات شورش اجتماعی را به دنبال خواهد داشت و به مدیریتی از نوع دهه 60 و دوران جنگ نیاز دارند و او تجربه آن دوره را در کارنامه ضد مردمی اش ثبت کرده است.
کروبی که ژست ناچسپ اصلاح طلبی بخود گرفته جزء شیوخ اشراف مسلک جمهوری اسلامی است که طی 30 سال گذشته اشراف گونه زیسته و در تثبت و تصویب کلیه قوانین ضد کارگری و زن ستیز این رژیم در پستهای کلیدی این نظام مدافع آپارتاید ایفای نقش کرده است. اصلاح طلب نامیدن چنین فسیلی سیلی محکمی بر صورت اصلاح طلبی است.
چهره و عملکرد احمدی نژاد و آوازه افراط گرائی اش در مقابله با هر آنچه که بوئی از مدنیت و تجدد و دگر اندیشی دارد به وسعت کره زمین شنیده و دیده می شود. او مبتکر رواج خرافات جمکرانی است. او قاتل بی رحمی است که جزء به ظهور امام زمان آنهم از مسیر جمکران نمی اندیشد. او پاسدار سنتهائی است که با هرگونه نواندیشی ضدیت دارد. رئیس دولتی که نخواهد واقعیت وجودی یک سندیکای کارگری را بپذیرد و با تمسخر از آن نام ببرد، سرنوشت کارگر در چنین نظامی بهتر از این نخواهد شد.
رسالت اینها حفظ پایه های نظامی است که 30 سال تمام است ستم بر کارگران، زنان، جوانان و مردم تحت ستم کردستان و دیگر اقشار آزادیخواه و حق طلب این جامعه از هویت شناخته شده آن است. یعنی درست خلاف آنچه که مردم کارگر و زحمتکش در ایران میخواهند. مردمی که بدون تردید خواهان سرنگونی این نظام اند.
آنچه که رژیم در هراس و کابوسی بیمارگونه در پی آن است و شب و روز در بوق و کرنا با اسم رمز "مشارکت حداکثری" بوسیله دستگاههای عوامفریب تبلیغاتی اش به خورد مردم می دهد، به میدان کشیدن آنها برای گرفتن حکم مشروعیت و فروش این کالا در بازار جهانی است.
در این صورت بر همه اقشار مردم رنجدیده ایران ، بر کارگران و زحمتکشان، جوانان، دانشجویان و زنان حق پایمال شده و مردم تحت ستم کردستان است که یکپارچه و متحد شرکت که هیچ تماشای این نمایش را هم تحریم کنند. در روز 22 خرداد نباید در خیابانها و مجامع عمومی ظاهر شد. روز 22 خرداد باید مسجد و منبر و پای صندوقها را برای روضه خوانان و نوحه سرایان و مجیر گویان این نظام ظالمانه بجا گذاشت. اگر رژیم به دنبال مشروعیت است و میخواهد با به میدان آوردن مردم آنرا به رخ رقبایش بکشد و امتیاز بگیرد، مردم هم باید این موقعیت باد آورده را به فرصتی برای نشان دادن اوج نفرت و بیزاری خود از رژیم تبدیل کنند. نه مهر شناسنامه و وعده پول نفت و نه وعده بی پایه و اساس پرداخت حقوق به زنان خانه دار و نه اشتغال جوانان در حالیکه بنیادهای اقتصادی ایران در چارچوب مدیریت این نظام هیچ ظرفیت اشتغالزائی ندارد، نباید کسی را به پای صندوقهای رای بکشاند. هر رای شما دادن مشروعیت به رژیمی است که عامل فقر و سیه روزی، اعتیاد و تن فروشی ، یاس و ناامیدی ، ناامنی و بی حقوقی اکثریت مردم ایران است. تحریم اکثریتی را بجای مشارکت اکثریتی تبلیغ و ترویج و عملا و باید به جهانیان نشان داد. در این نمایش چندش آور نباید شرکت کرد. تحریم، تحریم بازهم
بازی موش و گربه در خاورمیانه و مضحکه انتخابات

ارتش اسرائیل روز سه شنبه 19 می برابر با 29 اردیبهشت رزمایشی را شروع کرد که گفته میشود تمرینی است برای حملهی هوائی اسرائیل به مراکز انرژی هستهئی ایران. احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، برای نشان دادن واکنش در برابر این رزمآیش در 30 اردیبهشت و در سمنان اعلام کرد که رژیم اسلامی موشک زمین به زمین "سجیل 2" را آزمایش کرده است که 2000 کیلومتر برد دارد. این خبرها در حالی منتشر میشود که تازه دو روز از دیدار اوباما، رئیس جمهور آمریکا، و نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، گذشته است. نخست وزیر اسرائیل قبل از رفتن به واشنگتن در مصر با حسنی مبارک، رئیس جمهور این کشور، در مورد تهدید ایران گفتگو کرد. او پس از بازگشت از آمریکا به اردن خواهد رفت و در بارهی تهدید ایران با پادشاه این کشور صحبت خوهد کرد. سران مصر و اردن با اشارت صریح توافق خود را با این ایده نشان دادهاند که تهدید اصلی در خاورمیانه ایران است و نه اسرائیل.
آنچه در خاورمیانه میگذرد بخشی از اقدامات آمریکا برای تشکیل یک بلوک علیه ایران در منطقه و تشدید فشار بر جمهوری اسلامی است. این اقدامات در تداوم تهدید حکومت آمریکا به تشدید تحریمها و از جمله تحریم بنزین علیه جمهوری اسلامی صورت میگیرد. اما تلاشهای کنونی برای تاثیر گزاری بر انتخابات ریاست جمهوری در ایران نیز هست. در غرب کسی موافق نیست که احمدی نژاد در مقام خود ابقا گردد. اوباما در زمان کاندیداتوری خود گفت که حاضر نیست با احمدی نژاد سر میز گفتگو بنشیند. او استدلال کرد که رئیس جمهور ایران خواستار محو اسرائیل از روی نقشهی جغرافیا و منکر هولوکاست شده است. در روزهای اخیر یکی از مقامات اتحادیهی اروپا اظهار داشت که ترجیح میدهد در دورهی دهم میر حسین موسوی رئیس جمهور ایران شود. موسوی نیز به نوبهی خود بارها اعلام کرده است که سیاستهای خارجی دولت نهم ایران را در خطر قرار داده است.
تا آنجا به موضع کارگران و مردم معترض ایران در برابر انتخابات برمیگردد، آنها آنرا یک نمایش مضحک به حساب میآورند و بس. در مورد احمدی نژاد و موسوی نیز هر دویشان را از عوامل پیشبرد جنایات رژیم در سی سال گذشته میدانند. با این حال اهالی ایران در مقابل فشارهای هیئت حاکمهی آمریکا و عامل آن، یعنی دولت نژاد پرست اسرائیل، بی طرف نیستند. زیرا فشارهای آمریکا بر این رژیم بهانه بدست سرکوبگران میدهد تا بکوشند فضای خفقان را در داخل تشدید نمایند. واقعیت این است که مردم با مبارزات و مقاومتهای خود عقب نشینیهای معینی به نیروهای سرکوبگر تحمیل کردهاند، به همین جهت است که کاربدستان جمهوری اسلامی سپاه و بسیج را در شهرها جانشین پلیس کرده و بر میزان سرکوبگری و بگیر و ببند افزودهاند. اقدامات امپریالیسم آمریکا و حکومت ارتجاعی اسرائیل بهانه به دست رژیم اسلامی میدهد تا اقدامات سرکوبگرانهی خود توجیه کنند. به همین دلیل اقدامات آمریکا از نظر کارگران و مردم آزادهی ایران محکوم است.
برگرفته از جهان امروز 227
(در حاشیۀ هشدار کارشناسان مسائل پزشکی)
فرشید شکری
هر انسانی با شنیدن و دیدن اخبار ناگواری همچون کشته شدن مردم غیر نظامی بر اثر جنگ یا عملیات های تروریستی، مرگ به دلیل نداری و کمبود مواد غذایی و... به سختی منقلب می گردد و سراپای وجودش پر از تنفر می شود. نفرت از بابت زندگانی فلاکتباری که طبقات حاکمه برای بشریت آفریده اند. نفرت از جهانی که به جهنم آدمیان مبدل گشته، و هر روز بیش از روز قبل از آنان قربانی می گیرد.
ادامه مطلب...
٨ مارس و آلترناتیو رهایی بخش
ادریس دژبند
برخلاف تصورات واهی بر اینکه زنان در طول جامعه بشری همواره زیردست مردان بوده اند باید به این نکته اشاره کرد که نه تنها این خیال اندیشه ی باطلی می باشد بله ستم به زن از زمانی شروع می شود که جامعه به طبقات تقسیم شده است همان طور که انگلس در کتاب ارزشمند خود "دولت" می نویسد:
اولین طبقاتی متقارن است با ستم جنس مذکر به مونث. در طول جامعه ی طبقاتی ستم به زن براساس منافع طبقه ی حاکم تغییر پیدا می کند. در نظام سرمایه داری طبقه ی حاکم با فرستادن زن به پستوی خانه در سرد این برآمد که زن با نقش باز تولید کردن نیروی کار همسر خویش، و ایجاد ارتش ذخیره ی صنعتی به منافع سرمایه در ایجاد ارزش افزوده نقش آفرینی کند. در اینجاست که زن باز هم همچون جوامع طبقاتی ما قبل سرمایه داری جنس دوم شده وسرمایه دار از این امر استفاده کرده تا باکار یکسان زن و مرد در کارخانه به زن دستمزد کمتری بدهد، چون جنس دوم است. زن نه تنها درجامعه ی سرمایه داری اسیر وتحت ستم نظام موجود می شود بلکه نظام سرمایه داری با ترویج فرهنگ مردسالاری (برای بهبود کسب ارزش افزوده ی خویش) زن را در خانه نیز تحت ستم قرار می دهد. در کشورهایی که مذهب در آنها نقش بسزایی دارد زن نه تنها از روابط تولیدی-اقتصادی حاکم رنج می برد بلکه مذهب نیز خود عاملی در تشدید این ستم تلقی می شود. مذهبی که خود در باز تولید و ترویج هر چه بیشتر نظام مردسالاری نقش ایفا می کند.
ادامه مطلب...
اطلاعیه شماره 3
افق رهایی زنان!
کارزار زنان به استقبال روز جهانی زن در 8 مارس
2009 میرود!
سمینار کارزار زنان امسال در فاصله دو روز و به شکل 2 پانل و چند سخنرانی
سازمان داده شده
است . سمینار روز اول از ساعت 12 ظهر تا 9 شب ادامه دارد.
نشان دادن فیلم تظاهرات وسیع زنان در اسفند سال 1357 افتتاحیه سمینار
توضیحات آذر درخشان
در مورد این فیلم.
اولین سخنران، آذر درخشان و بحث : جنبش رهایی زنان، مذهب و محدودیتهای
تاریخی بورژوایی
در زمینه زنان و مذهب
اولین پانل این سمینار با شرکت دوستان: یاسمین میظر، فراست صالحی، مهناز قزلو
و گلاویژ حسینی
یاسمین میظر: ضرورت مبارزات زنان در چارچوب مبارزات طبقاتی و بررسی تاثیر جنگ،
بیکاری، فقر در مبارزات و خواستهای زنان ایران
فراست صالحی: رابطه جنبش زنان با سایر جنبشهای اجتماعی موجود در جامعه
ایران
مهناز قزلو: بررسی وضعیت و پروسه های جنبش زنان به وضعیت کنونی و رویکردها و
راهکارهای ارتقا و پیشبرد جنبش زنان
گلاویژ حسینی : جایگاه زنان در احزاب سیاسی و ضرورت تشکل مستقل در نهادینه
شدن جنبش زنان به جنبشی توده ای اکثریت زنان جامعه
سخنرانی ثریا امیری از افغانستان : آینده و روند جنبش زنان در افغانستان
سخنرانی استی پیروتی: افق جنبش زنان و ناسیونالیسم
سمینار روز دوم از ساعت 10 صبح تا 4 بعدازظهر
کلیپ سه ساله کارزار و توضیحات دوست گرامی فریدا فراز
اولین سخنران لیلا پرنیان : نقد افق بورژوایی حاکم بر گروههای " برابری طلب" و
آلترناتیو افق کمونیستی
پانل دوم با شرکت دوستان : شهین حیدری، فیروزه راد، صدیقه محمدی
شهین حیدری : تجربه شوراهای زنان در کردستان و آیا این شیوه می تواند در توده
ای کردن جنبش زنان در ایران موثر باشد؟
فیروزه راد: چگونه جنبش زنان در ایران توده ای میشود؟ بررسی وضعیت کنونی زنان
از لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی
صدیقه محمدی: روند پیشرویهای مبارزات زنان بر اساس بررسی 3 نسل از مبارزات
زنان از مشروطیت تا بحال
سخنرانی لیلا دانش : مروری تحلیلی بر موقعیت جنبش زنان در دوره بعد از انقلاب،
بررسی و بحث مولفه هایی برای برون رفت جنبش زنان از رخوت فعلی
آخرین سخنرانی این سمینار مهرنوش معظمی: نسل فراموش شده زنانی که به
جرایم ناهنجاریهای اجتماعی در ایران زندانی هستند.
وقت تعیین شده برای هر سخنران و پرسش و پاسخ و ابراز نظر حاضرین 30 دقیق در
نظر گرفته شده است. وقت برای سخنرانی در پانل و پرسش و پاسخ و همچنین
اظهار نظر حاضرین 1ساعت و 30 دقیقه میباشد.
با حضور خود بحثها را فعالتر و پربارتر نمائید.
تاریخ برگزاری سمینار کارزار زنان:
جمعه 6 مارس 2009 از ساعت 12 ظهر تا 9 شب
شنبه 7 مارس 2009 از ساعت 10 صبح تا 4 بعدازظهر
محل برگزاری سمینار: ABF huset i Sveavägen 41
närmaste tunnelbanan är Rådmansgatan
(+46)- 737 286 893 (+46) – 76 12 23 603
کارزار مبارزه برای لغو کلیه قوانین ضد زن و مجازاتهای اسلامی علیه زنان
کمیته برگزاری کارزار زنان 2009 در استکهلم
تنها به نيروي خود متكي شويم
جهانگیر ویسی
آزموده را آزمودن خطاست، تجربه تاريخي به ما كارگران و رهبران كارگري آموخته است سرمايهداران در همه حال استثمار را ترجيح خواهند داد. وظيفهي تاريخي به ما حكم ميكند نگذاريم خود و دوستانمان و همطبقهايهايمان در دام ترفندهاي بورژوازي بيافتند. تاريخاً فهميدهايم سياستهاي اشتباه رهبران كارگري و كارگران ناآگاه ضربات مهلكي را بر پيكر مبارزات طبقاتي فرود آوردهاند. زيانهايي بر سر خود و بر سر هزاران و ميليونها انسان درآورده شده كه جبرانناپذير بودهاند. همگي ما تجربه تلخ جنگ جهاني را به ياد آوريم، بورژواهاي كشورهاي مزبور آن جنگ را براي خودشان جنگ ملي و ميهني ناميدند و چه بسا ميليونها همميهن خود را قرباني آتش آن جنگ نمودند. كه در آن دوران كارگران اين قدرتمندترين نيرو ميتوانست تصميمات مناسبي را اتخاذ نمايد. متأسفانه بخش اعظمي از آنها زير چتر سوسيالدمكراسي بورژوازي در بحراني ترين شرايط به دام ترفندهاي آنها گرفتار شده و به سياستهاي آنها لبيك گفته و سرانجام اين نيروي مقتدر به ابزاري براي آنها مبدل شد. استدلالها و همچنين داعيههايي دال بر اينكه از اين طريق ما به بهرهمندي خواهيم رسيد به متلاشي شدن وحدت طبقاتي در آلمان منجر گرديد. و نهايتاً در جلو چشم آنها رفقاي مبارز و واقعي آلمانيشان كشته و تيرباران و فراري گشتند و بقيه كارگران با آن رفرم نيمبند بورژوازي ساختند و تا به امروز در زير فرمان آن يوغ قرار دارند. اگر اين نيروي عظيم در مقابل بورژوازي متحدانه ميايستاد چرخ بورژوازي به حركت جنونآورش ادامه نميداد و آن همه كشته و ويراني به جاي نميگذاشت. سياست درست آن بود در جنگ امپرياليستي كه حول منافع سرمايهداران و بحران آنها بود شركت نمينمودند. اينجاست كه تاريخ به ما اثبات خواهد نمود اگر سياست و تاكتيك و استراتژي مناسب عمل شود. نه زمين و نه انسان در اين طغيانگري قرباني نميشد. تجربه اثبات نموده است كه تنها منبع درآمد خالص و ناب براي سرمايهداران ارزش اضافه از طريق استثمار كارگران به دست ميآيد. اكنون چگونه بورژوازي به رحم و شفقت درآمده و رسانههاي آمريكايي و امثالهم با پرداخت مقداري هزينه تبليغي ميخواهند كارگران كشورهاي ديگر را نجات دهند. حقيقت اين است در اين چند سال اخير با توجه به عقيم ماندن سياستهاي كشورهاي امپرياليستي در مقابل نوچهگان خويش و تمرد بخشي از جناحهاي نافرمانشان در ظاهر به خونخواهي ملتهاي ديگر برخواستهاند.
ادامه مطلب...

ادریس دژبند
هدف از نوشتن این مقاله به نقد کشیدن سرمایه داری و دیکتاتوری اسرائیل که زندگی اسف باری را بر مردم عزه تحمیل کرده
است.در اول نوشتن لازم است بگویم که حمله اسرئیل فقط حمله به غزه نیست بلکه حمله به احساس و عواطف وابتدایی ترین حقوق انسانی مردم جهان است و هرکس که یک زره
از انسانیت بو برده باشد این عمل اسرائیل را محکوم می کند، برای این است که ما شاهد اعتراض صدها هزار نفر در اقصی نقاط جهان هستیم ، از اروپا گرفته تا آسیا و آفریقاو... مردمان آزادی خواه به خیابانها ریخته اند و با حمل پلاکاردهای مرگ بر اسرائیل، جنگ را متوقف کنید خشم وانزجار خود را از حمله به غزه اظهار میکنند.هر روز بر آمار کشته شدگان افزوده می شود ، بیمارستانها مالامال از کشته شدگان و مجروحین است
و دولت اسرائیل با محاصره وبستن مرزهای فلسطین مردم عزه از نیازهای ابتدایی که خوراک و سوخت و پوشاک و مواد بهداشتی و دارو است جلوگیری کرده است و مدام بر آمار قرببانیان افزوده میشود.بیشترین قربانیان این جنگ وحشیانه کودکان و زنان هستند،
کودکانی که تمام آرزوهایشان بازیهای کودکانه، رفتن به مدرسه و ... است، اما بایستی در این کشتارگاه سرمایه داری و ارتجاع کشته شوند و یا در این زمستان سرد و طاقت فرسا آواره و بی خانمان شوند و از آغوش گرم مادر بی بهره و دنبال جنازه پدر ، خواهر و یا یکی از اعضای خانواده شان سرگردان شوند، کودکانی که به جای جمع و تقسیم ریاضی بایستی توپ و خمپارهای نظم سرمایه که عزه را غرق خون کرده، را بشمارند و یا آمار کشته شدگان را به جمع و تقسیم کنند ، بجای هوای پاک بایستی دود بمبهای شیمایی و موشکهای مدرن را تنفس کنند ، بجای فوتبال درکوچه ها بایستی دنبال پناه گاهی بگردند که خود را از مرگ نابه هنگام نجات بدهند. نوشتن بیان کردن این گونه وحشیگیری تمام شدنی نیست.شبهای غزه به شب خون تبدیل شده است، خیابانها همه سرخ در اتش ودود گشته اند ، خانه ها همه ویران وکانون گرم خانوادها از هم پاشیده است و این سهم مردمی است که بربریت سرمایه و ارتجاع مذهبی حق زندگی را از آنان سلب کرده اند،
آیا در این میان سرمایه داران ضرری را متحمل شده اند، آیا آنان هیچگاه چنان فشار مرگ باری را تجربه کرده اند تا درد کودکانی که در نواره غزه شاهد کشته شدن خوانواده و یا هم بازیهایشان و یا زخمی شدن خود که لحظه لحظه به مرگ نزدیک میشوند را درک خواهند کرد؟ بی تردید بایستی بگویم آنان هیچکدام از این دردها حتی به فکرشان هم خطور نکرده است. سرمایه داری برای حفظ بقای خود حاضر است که مردمان زیادی را قربانی کند و بجز منفعت خود هیچ چیز دیگری را دنبال نخواهند کرد، این جنگ و کشتار وحشیانه نمونه بارز و ماهیت واقعی نظام سرمایه داریست.در این دوره بحرانی نظام سرمایه داری جهانی که جهان شاهد آن است و ورشکستگی کارخانه های بزرگی که چرخه اقتصادی کشورهایشان بروی آن می چرخید و برای حل این بحران به چنین جنگهای احتیاج دارند تا دید افکار عمومی را از این سو به سوی دیگر بکشند
. تا چند هفته پیش تمام خبرها رسانه ها همه بر روی این بحران جهانی متمرکز بود اما امروز حمله اسرائیل به نواره غزه در سرتیتر تمام روزنامه و سایتهاها به چشم می خورد و این گونه جنگها پایانی ندارد تا زمانیکه سرمایه داری در حال سوداندازی باشد حقوق انسانی مردمان جهان دست یافتنی نیست و نخواهد بود.پس باید متحدانه در جهت سازماندهی
اعتراضات و جنبشهای رادیکال و طبقاتی توده های ستم دیده جهان گام برداشت و اینچنین توان به عقب راندن سرمایه داری میسر خواهد بود. و بایسی در برابر این گونه یورش وحشیانه و غیر انسانی هیچ گاه آرام ننشینیم و از هیچ کوششی برای رهایی انسان از قید و بند نظام ناعادلانه و طبقاتی سرمایه داری دریغ نکنیم. برای مبارزه متحدانه و یکپارچه این نیروهای چپ و سوسیالیست هستند که بایستی بار سنگین سازماندهی و تشکل یابی جنبشهای رادیکال اجتماعی را به دوش بشکند و سعی در پیوند عمیق جنبش جهانی ضد جنگ و رادیکال برای مقابله با به خون کشیدن مردم بی دفاع جهان و مشخصا فلسطین مبارزه کنند.این جنبش چپ و سوسیالیستی نیرومند است که توان مقابله با بربریت سرمایه داری را دارد.
Jan 2009
دی ماه ١٣٨٧
لوسین سو
ترجمه: مرمر کبیر

{برای دیدن مطلب روی آدرس زیر کلیک کنید}
اطلاعیه تلویزیون کومه له
بدینوسیله به اطلاع کلیه بینندگان عزیز کانال تلویزیون کومه له می رساند که بدلیل تغیراتی فنی که در بخش فرستندگی این کانال ایجاد شده است، موقعیت آن در حافظه دکودرها تغیر کرده است و برای مشاهده برنامه های این کانال لازم است که یکبار دیگر بر روی موقعیت زیر، که همان موقعیت سابق است، جستجو و ضبط شود.
Hotbird: 12476 MHZ
Ksps: 27500
HOR: ¾
با تشکر
مدیریت تلویزیون کومه له
2008/10/05









